محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

254

تاريخ الطبرى ( فارسي )

باشد زن راست مىگويد و يوسف دروغگوست و اگر پيراهن از پشت دريده باشد زن دروغگوست و يوسف راستگوست . و چون پيراهن را بياوردند و ديد كه از پشت دريده بحكايت قرآن گفت : « * ( إِنَّه من كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ ، يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا وَاسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ من الْخاطِئِينَ 12 : 28 - 29 ) * [ 1 ] » . يعنى : اين نيرنگ شماست كه نيرنگ شما بزرگ است . يوسف اين را نديده بگير و اى زن از گناه خويش آمرزش بخواه كه تو خطا كار بوده اى . از نوف شامى روايت كرده‌اند كه يوسف نخواست چيزى بگويد تا وقتى زن گفت : « سزاى كسى كه با كسان خود قصد بد كند اين است كه به زندان رود يا عذاب سخت بيند . و يوسف خشمگين شد و گفت : « او قصد من كرد » . درباره شاهدى كه از كسان زن بود و شهادت داد اختلاف كرده‌اند بعضىها همان گفته‌اند كه از سدى نقل كردم كه پسر عم راعيل بود و بعض ديگر گفته‌اند كودكى در گهواره بود . از ابن عباس روايت كرده‌اند كه پيمبر صلى الله عليه و سلم فرمود : « چهار كس در كودكى سخن كردند كه شاهد يوسف از آن جمله بود . » گويند شاهد همان پيراهن از پشت پاره شده ، بود . مجاهد دربارهء گفتار خدا عز و جل كه شاهدى از كسان زن شهادت داد ، گويد : پيراهن از عقب دريده بود و همين شهادت بود و چون شوهر زن ديد كه پيراهن يوسف از پشت دريده به راعيل همسر خويش گفت : « اين از كيد شماست كه كيد شما زنان بزرگ است . » آنگاه به يوسف گفت : « از تكرار اين سخن كه او ترا به سوى خويش خوانده چشم بپوش و به هيچكس مگوى . » و به همسر خويش گفت : « از گناهت آمرزش

--> [ 1 ] يوسف 28 و 29